هشتم آبان سالروز درگذشت پدر نساجی ایران

حسن تفضلی که بسیاری در کاشــان او را به عنوان «ارباب تفضلی» می‌شناسد پدر صنعت نساجی کشــور است؛ او از پیشگامان این صنعت در ایران بود، کســی که در سال ۱۲۷۴ در شهر کاشان به دنیا آمد و در آستانه ۴۰ سالگی پایه‌گذار صنعت نساجی در کشور شد و کاشان را به قطب این صنعت تبدیل کرد.

حسن تفضلی درخانوادهای مذهبی به دنیا آمد، خانوادهای که اصلیتشان کرمانشاهی بود ولی برای کار و تجارت به کاشان آمدند؛ عبدالرحیم تفضلی (پدر حسن تفضلی) از تجار سرشناس دوره خود بود و به همین دلیل هم حسن تفضلی از کودکی با کار تجارت و بازرگانی آشنا شد و تا ۴۰ سالگی به شغل تجارت و بازرگانی مشــغول بود ولی بعد تصمیم گرفت تا واحدی صنعتی و شرکتی در زمینه ریسندگی و بافندگی راه‌اندازی کند.

شرکتی که به نوشته کتاب «سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران» سرمایه اولیه‌اش ۲۰۰ هزار تومان بوده و با مشــارکت چهار نفر دیگر راه‌اندازی شد و در سال ۱۳۱۵ به بهره‌برداری رسید.

این شرکت در ابتدا کارگاه کوچکی بود که آن را برای تهیه نخ‌های مصرفی در صنعت فرش‌بافی تدارک دیده بودند و با ۱۰۰ نفر، شروع به کار کرد. کارخانه کوچکی که به مرور زمان توسعه پیدا کرد و حسن تفضلی در طول ۴۵ سال فعالیت و کار شبانه‌روزی، رئیس هیئت مدیره و مدیرعاملآن بود و تا جایی آن را توسعه داد که ۴۵۰۰ نفر در آن مشغول به کار بودند.

حسن تفضلی فردی تحصیلکرده و مدیری توسعه‌طلب بود که به اشتغال و کارآفرینی اهمیت بسیاری می‌داد. محمد مروج رئیس سابق هیئت مدیره انجمن صنایع نساجی در فیلم مســتندی با نام «از جنس حریر» که برای معرفی حســن تفضلی ساخته شده است او را یک کارآفرین واقعی معرفی می‌کند و می‌گوید: «دنبال این بود که بهترین کاال را پیدا کند، بیاورد در ایران تولید و به بازار عرضه کند. او ارتباط بسیار خوبی هم با بازار داشت و به معنی واقعی کلمه یک کارآفرین بود.»

حسن تفضلی از همان زمان که با همکاری دوستانش شرکت و کارگاه ریسندگی و بافندگی را راه‌اندازی کرد به توسعه آن هم فکر می‌کرد و برای این کار برنامه‌هایی داشت و تلاش میکرد کار خود را برنامه‌ریزی‌شده پیش ببرد و هر چند سال یک بار دست به نوسازی و استفاده از تکنولوژیهای روز بزند، اتفاقی که شاید سالهاست در صنعت نساجی کشور دیگر رخ نمی‌دهد و همین باعث شده که اکثر واحدهای کشور فرسوده و از دور خارج‌شده باشند.

حسن تفضلی علاقه بسیاری به افزایش تولید و بهره‌وری داشت و برای رسیدن به این مهم تلاش میکرد؛ یکی از ســرکارگرانش در فیلم مستند زندگی او تعریف میکند که کســی جرئت نداشت به ارباب تفضلی بگوید دستگاهی خوابیده و کار نمی‌کند، انتظار ارباب این بود که دستگاه‌ها همیشه کار کنند و تا از کار افتادند سریع تعمیر شوند.

ارباب تفضلی هر از چندی با سفر به کشورهای دیگر از جمله کشورهای جنوب شرق آسیا و کشــورهای اروپایی سعی میکرد از واحدهای صنعتی و تولیدات جدید بازدید کند و در جریان تحولات روز صنعت نســاجی قرار گیرد و این دســتاوردهای جدید را به ایران و کارخانه نساجی کاشان بیاورد و از کارشناســان و مهندسان خارجی و داخلی هم در واحدهای صنعتی‌اش بهره بگیرد.

در کتاب «سرگذشت پنجاه کنشگر…» نوشته شده: «با استخدام کارشناسان خارجی و مهندسان داخلی (۴ متخصص خارجی و ۱۱ مهندس ایرانی ) در ســال ۱۳۵۷ در کارخانه ریسندگی کاشان کار میکردند و کمک گرفتن از آنهــا در کارخانجات خود تلاش میکرد تا با تکنولوژی‌های به‌روز نســاجی آن زمان پیش برود و همین نگاه و تفکر بود که باعث شد زیربنای کارخانه ریسندگی کاشان بعد از گذشت ۴۰ سال در سال ۱۳۵۶ به ۵۸ هزارمتر مربع و ســرمایه شرکت که در روز تاسیس ۲۰۰ هزار تومان بود به ۱۵۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان افزایش یابد و تولید کارخانه به سالانه ۳۵ میلیون متر انواع پارچه برسد.»

همچنین پیشرفت و توسعه شرکت ریسندگی کاشان باعث شد این شرکت در اسفند ۱۳۵۵ در بورس پذیرفته شود و بهای اسمی هر سهم آن ۵۰۰ تومان به فروش برسد، بهایی که دو سال بعد در سال ۱۳۵۷ به هزار و ۳۰ تومان افزایش یافت و شــرکت بیش از ۸ هزار و ۵۰۰ سهامدار داشت. در آن سالها کارخانه ریسندگی و بافندگی کاشان انواع منسوجات نخی، ابریشمی، الیاف پشمی، مصنوعی و متقال را تولید میکرد.

همکاری با خانواده لاجوردی و تولید مخمل در کنار شــرکت ریسندگی کاشان ، حســن تفضلی در سال ۱۳۳۴ بعد از گذشــت حدود ۲۰ سال از شــروع بهره‌برداری از کارخانه اول با مشارکت خاندان لاجوردی به فکر راه‌اندازی کارخانه مخمل کاشان افتاد.

به نوشته کتاب «سرگذشت پنجاه کنشگر…» سهم ارباب تفضلی در کارخانه مخمل کاشان ۲۵ درصد و سهم خاندان لاجوردی ۷۵ درصد بود. این کارخانه هم مانند کارخانه ریسندگی خیلی زود توانست راه توسعه و پیشرفت تولید و محصولات را در پیش بگیرد، به طوری که بعد از گذشت ۱۰ سال از شروع تاسیس، کارخانه ۲ هزار نفر پرسنل داشت و انواع نخ، پارچه چادری، حریر، مخمل پتویی، مبلی، کبریتی، شــیفتون و سجاده در آن تولید می‌شــد.

این کارخانه هم در سال ۱۳۵۳ با ارزش ۱۰۰ تومانی هر سهم وارد بورس شد و ارزش هر سهم آن در سال ۱۳۵۷ به ۱۴۰ تومان رسید. این کارخانه در سال ۱۳۵۷ بیش از ۲۰۴۰ سهامدار داشت و سرمایه شرکت به ۱۷۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده بود.

محصولات این کارخانه تا جایی بین مشتریان برای خود جا باز کرده بود که فروش کارخانه از مخمل ۴۹ میلیون تومان در سال ۱۳۴۹ به ۵۰۰ میلیون تومان در سال ۱۳۵۷ افزایش یافت.

زندگی کارگران؛ اولویت حسن تفضلی در کنار اهمیت دادن به تولید و به‌روز بودن از نظر تکنولوژی، حسن تفضلی برای نیروی انسانی و کارگران مجموعه‌اش و زندگی آنها ارزش بسیاری قایل بود و همیشــه سعی می‌کرد تا شــرایط زندگی آنها به گونه‌ای باشد که در آسایش باشند.

یکی از کارگران قدیمی او در فیلم مستند «از جنس حریر» تعریف می‌کند: «ارباب تفضلی به حقوق کارگران و پرداخت آن توجه بسیار میکرد و حقوق کارگران را در دو نوبت در ماه، هر ۱۵ روز پرداخت می‌کرد.»

یکی دیگر از کارگران هم درباره توجه ویژه حسن تفضلی به زندگی کارگرانش، تعریف می‌کند: «یک روز ارباب همه متصدیها و سرپرستها را جمع کرد و گفت هر کارگری که خانه میخواهد بخرد ۳۰۰ هزار تومان، هرکه میخواهد تعمیر کند ۵۰ هزار تومان و هرکس که ساختمان‌سازی نیمه‌کاره دارد ۱۰۰ هزار تومان می‌تواند مساعده بگیرد و ماهی هزار تومان از حقوقش کم می‌کنیم. تمام کارگران خانه‌دار شدند.»

ارباب تفضلی همیشــه به این فکر میکرد که کارگران نیز باید از ســود کارخانه و موفقیتی که به دست میآید، بهره ببرند برای همین سود شرکت را بین کارگران هر از چندی تقسیم میکرد.

به نوشته کتاب «سرگذشت پنجاه کنشــگر…»، در ســال ۱۳۵۰ بیش از یک و نیم میلیون تومان سود ویژه شرکت ریسندگی کاشــان را بین کارگران کارخانه توزیع کرد و حتی در کارخانه مخمل کاشــان به کارگران پیشنهاد داد تا برای افزایش حقوق برپایه کارمزد، کار کنند.

مزد کارگران برای تولید ۱۲ متر مخمل ۶ تومان بود ولی هرچقدر بیشتر از آن بافته می‌شد مزد آن را دریافت می‌کردند. این نگاه تشویقی برای کار بیشتر با درآمد بالاتر که تولید چندین برابری را در کارخانه به دنبال داشــت باعث شــد تا بهره‌وری هر فرد در تولید روزانه به ۲۸ متر و دستمزد آنان به ۱۰ تا ۱۴ تومان افزایش یابد.

تحولات مهم در زندگی ارباب و محکوم شدن بعد از پیروزی انقلاب، کارخانه‌جات حسن تفضلی و اموال او جزو هیچیک از بندهایی که واحدها را در اختیار سازمانی دولتی قرار میداد، جای نگرفت و او توانست به شکلی آزاد به فعالیت‌های خود ادامه دهد و کارخانه‌اش مانند بسیاری از کارخانه‌جات مصادره نشد اما این ماجرا چندان طول نکشید زیرا او با مشکلی جدی برای ادامه کار روبه‌رو شد و آن ممنوع‌المعامله و ممنوع‌الخروج شدنش بود.

در کتاب «سرگذشت پنجاه کنشگر…» نوشته شده حسن تفضلی در سال ۱۳۵۹ به دلیل عضویت در هیئت مدیره بانک صنایع پیش از پیروزی انقلاب (از زمان تاسیس در سال ۱۳۵۲ )و با وجود اینکه نه سهامدار بود، نه حقوق و درآمدی از این بانک داشت، ممنوع‌المعامله شد و ۹ سال پیگیری او در دادستانی و دادیاری، تا زمان فوتش، در شعبه‌های دادگاه به نتیجه نرسید.

در این سالها و بعد از درگذشت حسن تفضلی مدیریت صنایع ریسندگی و بافندگی کاشان و شرکت مخمل و ابریشم کاشان دولتی شد. با دولتی شدن این کارخانه‌جات نه‌تنها روند توسعه سالهای قبل آنها ادامه پیدا نکرد بلکه به مرور زمان این واحدها رو به افول گذاشتند.

البته در همه این سالها از عالقه مردم کاشان و فعالان اقتصادی به ارباب تفضلی، که همه او را می‌شناختند و می‌شناسند، کاسته نشده است و از او همیشه به نیکی یاد می‌شود؛ مردی که در سال ۱۳۶۶ در مراسم تشییع جنازه‌اش جمعیت بسیاری حضور داشتند و بخش زیادی از مردم کاشان کار و کاسبی‌شان را به احترام او تعطیل کردند تا در مراسم حضور داشته باشند.

پدر صنعت نساجی ایران از کجا شروع کرد؟

در نزدیکی میدان تاریخی ۱۵ خرداد شــهر کاشان، دو برج آجری بلند ســر به آســمان دارد که اگر درباره آن و تاریخچه‌اش از اهالی میانســال و کهنســال شهر سؤال کنید، فقط یک آدرس به شما خواهند داد: «کارخانه ریسندگی و بافندگی» کاشان، کارخانه‌ای که تاریخ صنعت نساجی کشور با آن رقم خورد و حالا به جز این دو برج آجری که دودکش کوره‌های کارخانه بودهاند و سالهاســت که خاموش شده‌اند، چیزی از آن باقی نمانده است.

تفضلی سلطان پارچه ایران

کارخانه‌ای که حسن تفضلی در سال ۱۳۱۳ راه‌اندازی کرد و بســیاری از مردم شــهر کاشان خاطره‌های بســیار از کار در آن دارند و زمانی بزرگترین مجموعه صنعتی این شــهر محسوب می‌شد و هرکسی دوست داشت در آن کار کند.

حسن تفضلی که بسیاری در کاشــان او را به عنوان «ارباب تفضلی» می‌شناسد پدر صنعت نساجی کشــور است؛ او از پیشگامان این صنعت در ایران بود، کســی که در سال ۱۲۷۴ در شهر کاشان به دنیا آمد و در آستانه ۴۰ سالگی پایه‌گذار صنعت نساجی در کشور شد و کاشان را به قطب این صنعت تبدیل کرد.

حسن تفضلی درخانوادهای مذهبی به دنیا آمد، خانوادهای که اصلیتشان کرمانشاهی بود ولی برای کار و تجارت به کاشان آمدند؛ عبدالرحیم تفضلی (پدر حسن تفضلی) از تجار سرشناس دوره خود بود و به همین دلیل هم حسن تفضلی از کودکی با کار تجارت و بازرگانی آشنا شد و تا ۴۰ سالگی به شغل تجارت و بازرگانی مشــغول بود ولی بعد تصمیم گرفت تا واحدی صنعتی و شرکتی در زمینه ریسندگی و بافندگی راه‌اندازی کند.

شرکتی که به نوشته کتاب «سرگذشت پنجاه کنشگر اقتصادی ایران» سرمایه اولیه‌اش ۲۰۰ هزار تومان بوده و با مشــارکت چهار نفر دیگر راه‌اندازی شد و در سال ۱۳۱۵ به بهره‌برداری رسید.

این شرکت در ابتدا کارگاه کوچکی بود که آن را برای تهیه نخ‌های مصرفی در صنعت فرش‌بافی تدارک دیده بودند و با ۱۰۰ نفر، شروع به کار کرد. کارخانه کوچکی که به مرور زمان توسعه پیدا کرد و حسن تفضلی در طول ۴۵ سال فعالیت و کار شبانه‌روزی، رئیس هیئت مدیره و مدیرعاملآن بود و تا جایی آن را توسعه داد که ۴۵۰۰ نفر در آن مشغول به کار بودند.

حسن تفضلی فردی تحصیلکرده و مدیری توسعه‌طلب بود که به اشتغال و کارآفرینی اهمیت بسیاری می‌داد. محمد مروج رئیس سابق هیئت مدیره انجمن صنایع نساجی در فیلم مســتندی با نام «از جنس حریر» که برای معرفی حســن تفضلی ساخته شده است او را یک کارآفرین واقعی معرفی می‌کند و می‌گوید: «دنبال این بود که بهترین کاال را پیدا کند، بیاورد در ایران تولید و به بازار عرضه کند. او ارتباط بسیار خوبی هم با بازار داشت و به معنی واقعی کلمه یک کارآفرین بود.»

حسن تفضلی از همان زمان که با همکاری دوستانش شرکت و کارگاه ریسندگی و بافندگی را راه‌اندازی کرد به توسعه آن هم فکر می‌کرد و برای این کار برنامه‌هایی داشت و تلاش میکرد کار خود را برنامه‌ریزی‌شده پیش ببرد و هر چند سال یک بار دست به نوسازی و استفاده از تکنولوژیهای روز بزند، اتفاقی که شاید سالهاست در صنعت نساجی کشور دیگر رخ نمی‌دهد و همین باعث شده که اکثر واحدهای کشور فرسوده و از دور خارج‌شده باشند.

حسن تفضلی علاقه بسیاری به افزایش تولید و بهره‌وری داشت و برای رسیدن به این مهم تلاش میکرد؛ یکی از ســرکارگرانش در فیلم مستند زندگی او تعریف میکند که کســی جرئت نداشت به ارباب تفضلی بگوید دستگاهی خوابیده و کار نمی‌کند، انتظار ارباب این بود که دستگاه‌ها همیشه کار کنند و تا از کار افتادند سریع تعمیر شوند.

ارباب تفضلی هر از چندی با سفر به کشورهای دیگر از جمله کشورهای جنوب شرق آسیا و کشــورهای اروپایی سعی میکرد از واحدهای صنعتی و تولیدات جدید بازدید کند و در جریان تحولات روز صنعت نســاجی قرار گیرد و این دســتاوردهای جدید را به ایران و کارخانه نساجی کاشان بیاورد و از کارشناســان و مهندسان خارجی و داخلی هم در واحدهای صنعتی‌اش بهره بگیرد.

در کتاب «سرگذشت پنجاه کنشگر…» نوشته شده: «با استخدام کارشناسان خارجی و مهندسان داخلی (۴ متخصص خارجی و ۱۱ مهندس ایرانی ) در ســال ۱۳۵۷ در کارخانه ریسندگی کاشان کار میکردند و کمک گرفتن از آنهــا در کارخانجات خود تلاش میکرد تا با تکنولوژی‌های به‌روز نســاجی آن زمان پیش برود و همین نگاه و تفکر بود که باعث شد زیربنای کارخانه ریسندگی کاشان بعد از گذشت ۴۰ سال در سال ۱۳۵۶ به ۵۸ هزارمتر مربع و ســرمایه شرکت که در روز تاسیس ۲۰۰ هزار تومان بود به ۱۵۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان افزایش یابد و تولید کارخانه به سالانه ۳۵ میلیون متر انواع پارچه برسد.»

همچنین پیشرفت و توسعه شرکت ریسندگی کاشان باعث شد این شرکت در اسفند ۱۳۵۵ در بورس پذیرفته شود و بهای اسمی هر سهم آن ۵۰۰ تومان به فروش برسد، بهایی که دو سال بعد در سال ۱۳۵۷ به هزار و ۳۰ تومان افزایش یافت و شــرکت بیش از ۸ هزار و ۵۰۰ سهامدار داشت. در آن سالها کارخانه ریسندگی و بافندگی کاشان انواع منسوجات نخی، ابریشمی، الیاف پشمی، مصنوعی و متقال را تولید میکرد.

همکاری با خانواده لاجوردی و تولید مخمل در کنار شــرکت ریسندگی کاشان ، حســن تفضلی در سال ۱۳۳۴ بعد از گذشــت حدود ۲۰ سال از شــروع بهره‌برداری از کارخانه اول با مشارکت خاندان لاجوردی به فکر راه‌اندازی کارخانه مخمل کاشان افتاد.

به نوشته کتاب «سرگذشت پنجاه کنشگر…» سهم ارباب تفضلی در کارخانه مخمل کاشان ۲۵ درصد و سهم خاندان لاجوردی ۷۵ درصد بود. این کارخانه هم مانند کارخانه ریسندگی خیلی زود توانست راه توسعه و پیشرفت تولید و محصولات را در پیش بگیرد، به طوری که بعد از گذشت ۱۰ سال از شروع تاسیس، کارخانه ۲ هزار نفر پرسنل داشت و انواع نخ، پارچه چادری، حریر، مخمل پتویی، مبلی، کبریتی، شــیفتون و سجاده در آن تولید می‌شــد.

این کارخانه هم در سال ۱۳۵۳ با ارزش ۱۰۰ تومانی هر سهم وارد بورس شد و ارزش هر سهم آن در سال ۱۳۵۷ به ۱۴۰ تومان رسید. این کارخانه در سال ۱۳۵۷ بیش از ۲۰۴۰ سهامدار داشت و سرمایه شرکت به ۱۷۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده بود.

محصولات این کارخانه تا جایی بین مشتریان برای خود جا باز کرده بود که فروش کارخانه از مخمل ۴۹ میلیون تومان در سال ۱۳۴۹ به ۵۰۰ میلیون تومان در سال ۱۳۵۷ افزایش یافت.

زندگی کارگران؛ اولویت حسن تفضلی در کنار اهمیت دادن به تولید و به‌روز بودن از نظر تکنولوژی، حسن تفضلی برای نیروی انسانی و کارگران مجموعه‌اش و زندگی آنها ارزش بسیاری قایل بود و همیشــه سعی می‌کرد تا شــرایط زندگی آنها به گونه‌ای باشد که در آسایش باشند.

یکی از کارگران قدیمی او در فیلم مستند «از جنس حریر» تعریف می‌کند: «ارباب تفضلی به حقوق کارگران و پرداخت آن توجه بسیار میکرد و حقوق کارگران را در دو نوبت در ماه، هر ۱۵ روز پرداخت می‌کرد.»

یکی دیگر از کارگران هم درباره توجه ویژه حسن تفضلی به زندگی کارگرانش، تعریف می‌کند: «یک روز ارباب همه متصدیها و سرپرستها را جمع کرد و گفت هر کارگری که خانه میخواهد بخرد ۳۰۰ هزار تومان، هرکه میخواهد تعمیر کند ۵۰ هزار تومان و هرکس که ساختمان‌سازی نیمه‌کاره دارد ۱۰۰ هزار تومان می‌تواند مساعده بگیرد و ماهی هزار تومان از حقوقش کم می‌کنیم. تمام کارگران خانه‌دار شدند.»

ارباب تفضلی همیشــه به این فکر میکرد که کارگران نیز باید از ســود کارخانه و موفقیتی که به دست میآید، بهره ببرند برای همین سود شرکت را بین کارگران هر از چندی تقسیم میکرد.

به نوشته کتاب «سرگذشت پنجاه کنشــگر…»، در ســال ۱۳۵۰ بیش از یک و نیم میلیون تومان سود ویژه شرکت ریسندگی کاشــان را بین کارگران کارخانه توزیع کرد و حتی در کارخانه مخمل کاشــان به کارگران پیشنهاد داد تا برای افزایش حقوق برپایه کارمزد، کار کنند.

مزد کارگران برای تولید ۱۲ متر مخمل ۶ تومان بود ولی هرچقدر بیشتر از آن بافته می‌شد مزد آن را دریافت می‌کردند. این نگاه تشویقی برای کار بیشتر با درآمد بالاتر که تولید چندین برابری را در کارخانه به دنبال داشــت باعث شــد تا بهره‌وری هر فرد در تولید روزانه به ۲۸ متر و دستمزد آنان به ۱۰ تا ۱۴ تومان افزایش یابد.

تحولات مهم در زندگی ارباب و محکوم شدن بعد از پیروزی انقلاب  کارخانه‌جات حسن تفضلی و اموال او جزو هیچیک از بندهایی که واحدها را در اختیار سازمانی دولتی قرار میداد، جای نگرفت و او توانست به شکلی آزاد به فعالیت‌های خود ادامه دهد و کارخانه‌اش مانند بسیاری از کارخانه‌جات مصادره نشد اما این ماجرا چندان طول نکشید زیرا او با مشکلی جدی برای ادامه کار روبه‌رو شد و آن ممنوع‌المعامله و ممنوع‌الخروج شدنش بود.

در کتاب «سرگذشت پنجاه کنشگر…» نوشته شده حسن تفضلی در سال ۱۳۵۹ به دلیل عضویت در هیئت مدیره بانک صنایع پیش از پیروزی انقلاب (از زمان تاسیس در سال ۱۳۵۲ )و با وجود اینکه نه سهامدار بود، نه حقوق و درآمدی از این بانک داشت، ممنوع‌المعامله شد و ۹ سال پیگیری او در دادستانی و دادیاری، تا زمان فوتش، در شعبه‌های دادگاه به نتیجه نرسید.

در این سالها و بعد از درگذشت حسن تفضلی مدیریت صنایع ریسندگی و بافندگی کاشان و شرکت مخمل و ابریشم کاشان دولتی شد. با دولتی شدن این کارخانه‌جات نه‌تنها روند توسعه سالهای قبل آنها ادامه پیدا نکرد بلکه به مرور زمان این واحدها رو به افول گذاشتند.

البته در همه این سالها از عالقه مردم کاشان و فعالان اقتصادی به ارباب تفضلی، که همه او را می‌شناختند و می‌شناسند، کاسته نشده است و از او همیشه به نیکی یاد می‌شود؛ مردی که در ابان سال ۱۳۶۶ در مراسم تشییع جنازه‌اش جمعیت بسیاری حضور داشتند و بخش زیادی از مردم کاشان کار و کاسبی‌شان را به احترام او تعطیل کردند تا در مراسم حضور داشته باشند.

منبع:سایت کارافرین ناب

پربازدید ها

ت02
ادامه کاهش قیمت‌ها در بازار طلا، سکه و دلار
ت01
از حافظان نهج‌البلاغه شهرستان کاشان تجلیل شد
0028679
ساختار نقد فیلم‌های روز؛ چالش‌های نوین در عصر دیجیتال
photo_۲۰۲۵-۰۸-۲۳_۱۵-۱۵-۲۸
معینی: تکمیل لاین دوم محور کاشان_برزک آغاز شد
1826725_221
لیگ برتر 404 و  حسرتی به نام مرگ فوتبال در کاشان!

ارتباط با ما